مرا ببخش... - تاریخ: 1393/9/2 ساعت: 18:50
        خدایـــــــــــــا؛ بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛ بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛ بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛ بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم؛ بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم؛ مرا ببخش ...
اين روز ها... - تاریخ: 1393/9/2 ساعت: 10:21
این روزها....  این روزها ...در دفتر ذهنم  ... مشکلات را ... کم رنگشان میکنم   تا خوشی ها ... به زندگی ام ...سرک ... بکشند و از هجوم اینهمه نگرانی و دغدغه ... نترسند ! خدا ... آب ... آسمان ... گلهای زیبا  ... حرفهای خوب  ... آرزوهای قشنگ ...  همه را  چیده ام کنار هم ... دلم ... یک دوست میخواهد ... دو...
خيانت... - تاریخ: 1393/9/2 ساعت: 10:20
خیانت مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به  او گفت :  -  می  خواهم ازدواج کنم . پدر خوشحال شد و پرسید :    -   نام دختر چیست ؟   مرد جوان گفت : -   نامش سامانتا است و  در محله ما زندگی می کند . پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید  و گفت : -  من متاسفم به جهت  این حرف که می زنم . اما تو نمی توانی با این دختر ا...
پسرك... - تاریخ: 1393/9/2 ساعت: 10:18
پسرک با دلدار بر لب ساحل رود زیر آن سایه ی بید آخرین وعده ی دیدار نهاد چه خداحافظی غمگینی در غروبی دلگیر که نگاه خورشید برگ را رنگ طلا می بخشید گرچه در سینه دلش همچون پُتک پشت هم میکوبید لیک گامش سنگین با تُمأنینه قدم برمیداشت دل او آنجا بود گلی از اشک ز چشمش بچکید و در آن چهره ی دلدارش دید غم سنگین...
و من خدايي دارم در اين نزديكي ... - تاریخ: 1393/9/1 ساعت: 20:08
    خدای  من! گاهی تو را بزرگ می بینم، گاه کوچک ولی خوب می دانم که این تو نیستی که بزرگ می شوی و کوچک... این منم که گاه نزدیک می شوم و گاه دور ...     خدایا! دست هایم را بسوی تو می گشایم آرزویم دور نیست... خوب می دانم که نگاهت در امتداد دستان پر نیاز من است و من... و من نزدیک تر از همیشه به تو ...  ...
گريه هاي من... - تاریخ: 1393/9/1 ساعت: 19:42
امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم
سهم من از ارزوهام... - تاریخ: 1393/8/30 ساعت: 17:16
سهم من از آرزوی هام سهم من از آرزوی داشتن تو عذابه... نیایش و دعا هم برای رسیدن به تو محاله... چه کرده ای با من؟ نگاه نافذت چه بر سرم آورده؟ قبول که داری قلبم شکسته... افکارم گسسته... زبانم هاج و واج... نگاهم مبهوت... قلمم لبالب از تهی... احساسم ترک خورده از همچون تویی... ریشه ی لبانم دیگر خشکید از ...
واژه هاي باران... - تاریخ: 1393/8/30 ساعت: 17:12
واژه های باران  نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند  مثل آسمانی که امشب می بارد....  و اینک باران  بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند  و چشمانم را نوازش می دهد  تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
غروب پاييز - تاریخ: 1393/8/29 ساعت: 19:07
دلم خون شد از این افسرده پاییز  از این افسرده پاییز غم انگیز غروبی سخت محنت بار دارد همه درد است و با دل کار دارد شرنگ افزای رنج زندگانیست غم او چون غم من جاودانیست افق در موج اشک و خون نشسته شرابش ریخته ، جامش شکسته گل و گلزار را چین بر جبین است نگاه گل نگاه واپسین است پرستوهای وحشی بال در بال امید...
منو بارون... - تاریخ: 1393/8/29 ساعت: 18:58
من و بارون سراغی از ما نگیری نپرسی که چه حالیم عیبی نداره میدونم باعث این جدایی ام رفتم شاید که رفتنم فکرتو کمتر بکنه نبودنم کنار تو حالتو بهتر بکنه لج کردم با خودم آخه حست به من عالی نبود احساس من فرق داشت با تو دوست داشتن خالی نبود بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون چشام خیره به نورچراغ تو خیابون خ...
به سلامتي رفيق با مرام و با معرفت - تاریخ: 1393/8/29 ساعت: 9:10
به سلامتي رفيقي كه يه روز مياد سر خاكم اما نميتونم جلوش پا شم، ولي خاطرم راحته كه خاك زير پا شم. اما اين رفيقا خيلي كم هستن خيلي كم...  
زندگي چيست ...ايا - تاریخ: 1393/8/29 ساعت: 9:06
زندگی یعنی دختر بی خونه ای كه دربست پا میده !     سر پول كثیف با هركس خوابیده ...     زندگی یعنی بازی كردن با آبروی یه زن ...     زندگی یعنی جوونی كه مغزش تو كمر گیره ...     زندگی یعنی شعار شركتی همچون سایپا مطمئن ... زندگی یعنی از بین بردن آثار تاریخی با افتخار ...     زندگی یعنی كودك آزاری توسط ی...
زنده ياد حسين پناهي و چه زيبا گفت... - تاریخ: 1393/8/28 ساعت: 15:21
زنده یاد حسین پناهی دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟ واسطه نیار، به عزتت خمارم حوصله‌ی هیچ کسی رو ندارم کفر نمی‌گم، سوال دارم یک تریلی محال دارم تازه داره حالیم می‌شه چی‌کاره‌ام می‌چرخم و می‌چرخونم ٬ سیاره‌ام تازه دیدم حرف حسابت منم طلای نابت منم تازه دیدم که دل دارم، بستمش راه دیدم نرفته بود، ...
دل تنها - تاریخ: 1393/8/28 ساعت: 15:19
  تو یه لحظه به چشای من نگاه کن ، با صدای من در قلبتو وا کن   کمی آرامش رو حس کن تو ترانه م ، واسه تو یه دنیا حس عاشقانه ام   دلتو به این صدای خسته بسپار ، تو منو داری عزیزم منو اینبار   من میخونم تا تو آرامش بگیری ، تو با من به سمت تنهایی نمیری   دل تنهاتو به دست گله نسپار ، تو منو داری عزیزم منو ا...
رقيب... - تاریخ: 1393/8/28 ساعت: 15:17
    آهای رقیب... یادت باشه... کم حوصلست... ظاهرش جدی... اما دلی داره که مهربانیش به وسعت یه اقیانوسه... بدقول نیست... اما کم میاره و سر قولش نمیمونه... همیشه دنبال بهونست؛بهونه دستش نده... خسته که هست تنهاش بذار... اگه ناراحتت کرد... به لحن صداش توجه نکن... اگه پشیمونی تو اون موج میزنه... دیگه اصرار...
دل... - تاریخ: 1393/8/27 ساعت: 13:32
دلت که پیش کسی باشد هر قدر هم نامهربانی ببینی هر قدر هم که شکسته بشی هر قدر تلاش کنی که تمام علاقه ات را جمع کنی و از کنارش بروی نمی شود! دل خوش "کوچک ها" می شوی حرف های کوچک کارهای کوچک خوبی های کوچک همین "کوچک" هاست که برایت نه پای رفتن می گذارند نه دل ماندن همین کوچک ها ذره ذره روحت را می کشد!!!
هي بارون... - تاریخ: 1393/8/27 ساعت: 13:31
          هی باران ! دلت را خوش نکُن به ذوق مردم از باریدنت..! مردم وقتی تو را میخواهند که برایشان صرف داشته باشی، وقتی که هوا گرم باشد، زمین خُشک باشد... اما همین که لباسشان را کثیف کنی، که ناخواسته ضرر برسانی، که برنامه هایشان را لغو کُنی، تو را به فُحش خواهند کشید... ولی تو تنها نیستی، با مَن هم ...
يا خود خود خدا... - تاریخ: 1393/8/27 ساعت: 13:17
          میخوام با نام اونی شروع کنم که حتی بردن نامشم     آرامشو به قلب طوفانیم میآره.....   با نام اونی که همه جلوی مهربونی هاش کم میارن.....   با نام اونی که سراسر لطفه و عظمت.....   با نام یگانه معبودم.....   به نام خالق زیباییها.
خداي منو تو... - تاریخ: 1393/8/27 ساعت: 13:15
      خدایا تو میدانی آنچه را که من نمیدانم در دانستن تو آرامشیست و در ندانستن من تلاطمها … تو خود با آرامشت تلاطمم را آرام ساز …             خدای من خداییست که اگر سرش فریادکشیدم به جای اینکه با مشت به دهانم بزند باانگشتان مهربانش نوازشم می کندومی گوید میدانم جز من کسی نداری . . .        
تقديم به...f - تاریخ: 1393/8/27 ساعت: 13:13