دلگرم خدا - تاریخ: 1393/8/27 ساعت: 13:08
‍‍‍‍ دلم گرم خداوندیست که با دستانِ من گندم برای یاکریمِ خانه میریزد، چه بخشنده خدای عاشقی دارم.... که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم، دلم گرم است, میدانم بدون لطف او تنهایِ تنهایم.... برایت من خدا را آرزو دارم...
شربت تلخ... - تاریخ: 1393/8/18 ساعت: 12:41
      نا امیدی هنگامی که به مطلق می رسد، یقینی زلال و آرامشبخش می شود. چه قدرت و غنایی ست در "ناگهان هیچ نداشتن"!                                                                                     "دکتر علی شریعتی"   چه قدر خوشحالم. نه! واقعاً خوشحالم. با اینکه قلبم یخ بسته اما آرومم. یکی از دیشب د...
همراه تو بهار... - تاریخ: 1393/8/18 ساعت: 12:37
مانند یک بهار، مانند یک عبور، از راه می رسی و مرا تازه می کنی همراه تو هزار عشق از راه می رسد. همراه تو بهار، بر دشت خشک سینه من سبز می شود. وقتی تو می رسی ... در کوچه های خلوت و تاریک قلب من مهتاب می دمد....  
پنجره فولاد.. - تاریخ: 1393/8/2 ساعت: 15:40
دلم را  گره  می زنم به پنجره فولادت  از همین راه دور شاید که سبز شود دلم  شاید که باز شود امسال      
ما با هم... - تاریخ: 1393/8/2 ساعت: 15:37
فتــاده در سَــر ما عجیــب میـل زیــارت عــدو شود سبب خیــر اگـر خــدا خـواهـد کفتــار هـــا بــ ه گـــرد حـــرم زوزه مــی کشنــد بــاشــــد زمــــان غــــرّش ِ شیـــران حیــــــدری
یتیم - تاریخ: 1393/8/1 ساعت: 15:25
خدا... - تاریخ: 1393/8/1 ساعت: 12:12
  خطــا از مـن اسـت می دانـــــم از مـن کـــه سـال هـاسـت گـفتـــه ام " ایــاک نــعبد " امـا بـــه دیـگران هـم دلـسپــرده ام! از مـن کـــه سـال هـاسـت گـفتـــه ام " ایــاکَ نستَعيـن " امــا بــه ديگران هم تـكيــه كــرده ام! امـــا تو خدای مهربانم هرگز رهایـم نـکـن... بیـش از هـمـــیشــه دلـتـنگم بــ...
فرستی دوباره - تاریخ: 1393/8/1 ساعت: 12:06
    اگر فرصت داشتم دوباره کودکم را بزرگ کنم...   به جای آنکه انگشت اشاره ام را به طرف او بگیرم،در کنارش انگشتهایم را در رنگ   فرو می بردم و همراهش نقاشی می کردم   اگر فرصت داشتم دوباره کودکم را بزرگ کنم...   بیشتر از آنکه به ساعتم نگاه کنم به او نگاه می کردم.   اگر فرصت داشتم دوباره کودکم را بزرگ کن...
من تمنا کردم که با من باشی - تاریخ: 1393/7/27 ساعت: 18:38
  عاشقی چیزی برای هدیه نیست   طرح دریا و غروب وگریه نیست عاشقی یک کلبه ی ویرانه نیست صحبت از شمع و گل وپروانه نیست عاشقی تنهای تنها یک تب است بی تو مردن در سکوت یک شب است  
اخرین زنگ دنیا... - تاریخ: 1393/7/27 ساعت: 18:35
هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟!   خدا می داند، ولی ...   آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد   و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت   آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!   ... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود   ...
خدای مهربان... - تاریخ: 1393/7/25 ساعت: 11:04
با خودم فکر مي کردم تحقق روياهايم غير ممکن است، اما خدا گفت : «هر چيزي ممکن است» گم شده بودم،گيج بودم،فکر مي کردم هيچ وقت جوابي پيدا نخواهم کرد، اما خدا گفت : «من هدايتت خواهم کرد» خود را باختم،فکر مي کردم نمي توانم،از عهده اش بر نمي ايم ، اما خدا گفت : « تو از عهده ي هر کاري بر مي ائي» غمگين بودم،ا...
دوستم بدار - تاریخ: 1393/7/24 ساعت: 20:55
  دلم دریایه آتیشه دارم میسوزم از این تب تو آغوش یکی دیگه چرا تو فکرتم هر شب                تو هم شاید شبیه من گرفتاری و بی تابی                 تو آغوش یکی دیگه به یاد من نمی خوابی نگاهش میکنم انگار همه دنیامو گم کردم نمی دونه که تو چشماش به دنبال تو می گردم                                 میاد دست...
عشق - تاریخ: 1393/7/25 ساعت: 10:50
    عشق پاک است و زلال    باشکوه است و جلال عشق آن صوت دل انگیز بلال     معنی اشک و وصال عشق معنای امید وزندگی      رمزوراز بندگی عشق پرواز دل و بالندگی     عشق یعنی دوری از هر خستگی عشق زیباومقدس چون بهار      عشق یعنی دیدنِ روی زیبای نگار عشق یعنی رفتن از هر بیکسی بر آن دیار      عشق معنای وصال و ...
حرف دل - تاریخ: 1393/7/24 ساعت: 11:36
         
نفرین قلم... - تاریخ: 1393/7/20 ساعت: 19:47
      من كه نه، ولي قلمم نفرينت ميكند...   از وقتي كه رفته اي ديگر ناي نوشتن ندارد...   هراز چند گاهي سرخود را به كاغذ ميكوبد و ناله اي ميكند و باز سكوت...   همين ديشب كه به يادت بودم التماسم كرد كه باز درآغوشش گيرم و بركاغذ نوازشش كنم   وقتي ديد به حرفش گوش نميدهم هردويمان را نفرين كرد و آرام گرفت ...
از دلم نمیگذرم - تاریخ: 1393/7/20 ساعت: 11:36
  ایـن روزا مـیـگـذره بـا تـمـوم خـوبـی هـا و بـدی هـاش.. مـیـگـذره بـا هـمـه قـشـنـگـیـو زشـتـی هـاش... شـبـاشـم مـیـگـذره... بـاهـمـه ی تـنـهـایـیـاش...بـا هـمـه ی دلـتـنـگـیـاش... یـه روزی صـدای قـهـقـه خـنـدمـون تـا اسـمـون مـیـرسـیـد... یـه روزم صـدای گـریـمـونـو بـا ریـتـم دوش اب حـمـوم تـنـظـ...
این روزا... - تاریخ: 1393/7/19 ساعت: 12:25
  این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه درد تمام عاشقا پای کسی نشستنه این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه گردای روی آیینه فقط غم زندگیه این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه آرزوی شقایقا یه کم کبوتر شدنه این روزا آسمونمون پر از شکست بال...
دریا - تاریخ: 1393/7/19 ساعت: 12:25
  فقط دریا دلش آبی تر از من بود و من دریا دلم دریا فقط این را ندانستم چرا گشتم چنین تنها ترازتنها به هر آبی شدم آتش به هر آتش شدم آبی به هر آبی شدم ماهی به هر ماهی شدم دامی به هر نامحرمی ساقی به هر ساقی می باقی و تو این را ندانستی چرا گشتم چنین عاصی
تنهای خسته - تاریخ: 1393/7/19 ساعت: 12:23
  از کدوم خاطره برگشتی به من که دوباره از تو رویایی شدم همه دنیا نمی دیدن منو من کنار تو تماشایی شدم از کدوم پنجره می تابی به شهر که شبونه با تو خلوت می کنم من خدا رو هر شب این ثانیه ها به تماشای تو دعوت می کنم تو هوایی که برای یک نفس خودم از تو جدا نمی کنم تو برای من خود غرورمی من غرورم رها نمی کنم...
طعم تنهایی - تاریخ: 1393/7/18 ساعت: 20:58
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، طعم تلخ تنهایی «دالو منیژه» (در زبان بختیاری به معنای پیرزن) را نمی‌توان وصف کرد زیرا این دنیای بزرگ هیچ جایی را برای وجودش باقی نگذاشته است جز گوشه‌ای خلوت و سرد که نه زمستان می‌شناسد و نه تابستان و نه هیچ فصل دیگری را. این پیرزن ۶۵ ساله ساکن روستای حاج حسن آقا ...