دفتر خاکستری وجودم | بلاگ

دفتر خاکستری وجودم

تعرفه تبلیغات در سایت

دفتر خاکستری وجودم را می گشایم و ان را ارام ورق میزنم اه:

چه روزهای خوشی که گذشت و چه روزهای سختی که باعث

اوارگی پروانه های رنگین گل های باغ دلمان شدند.

همیشه خوشی های زندگی  با خیال و رویا میگذرد و نا خوشی هایش رنگ

واقعیت به خود میگیرد.این جمله را توی کتابی گم نام خواندم که صفحه هایش

بس گرد و غبار روزگار خورده بودندسیاه شده بودند درست مثل قلب من

اوایل ها که اسمان ابری بود خورشید ملایم می تابید دلم صاف بود و زلال

عینهو چشمه اب و امروز انقدر خورشید نا مهربان شده که مرا از خود میراند و دلم

انقدرغم گرفته که هیچ بارانی نمی تواند ان را بشوید

...
نویسنده : دانیال بازدید : 439 تاريخ : سه شنبه 3 تير 1393 ساعت: 1:45

آرشیو مطالب

لینک دوستان

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :